الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
131
تفسير تطبيقى (فارسى)
مىدهد و آن را يكى از مدارك تفسير به شمار مىآورد ، « 1 » مفسران شيعه بر اين باورند ، قرآن حجّيّت عقل را ابطال نكرده بلكه حجّيّت قرآن به وسيله عقل اثبات مىشود ازاينرو در حين برشمردن مدارك تفسير به اين منبع تصريح كرده ، آن را با قيد « فطرى صحيح » همراه مىكنند « 2 » تا شامل عقلى كه دچار مغالطه وهم يا آسيب تخيّل است نشود به تعبير حضرت استاد جوادى آملى كه مىگويند : عقل كه رسول باطنى خداست ، گاهى داراى رسالت صادق است و آن وقتى است با شرايط ويژه برهان بينديشيد و زمانى كاذب است و آن وقتى است كه گرفتار مغالطه گردد در اين حال همانند متنبّى ، هيچ سهمى از رسالت الهى ندارد . « 3 » استاد در جاى ديگرى در تفسير خود مىنويسند : عقل برهانى كه از گزند مغالطه وهم و از آسيب تخيّل مصون است همان است كه با علوم متعارفه خويش ، اصل وجود خدا و ضرورت وحدت ، حيات ، ابديت ، ازليّت و . . . ساير صفات علياى او را ثابت كرده و در اين تثبيت ، استوار است . . . پس اگر عقل برهانى مطلبى را اثبات يا نفى كرد ، حتما در تفسير قرآن بايد آن مطلب ثابت شده ، مصون بماند و با ظاهر هيچ آيهاى نفى نگردد و مطلب نفىشده ، منتفى باشد و با ظاهر هيچ آيهاى ثابت نشود ، چنان كه اگر آيهاى داراى چند احتمال بود و جز يك محتمل معين همه آنها عقلا منتفى بود ، بايد به كمك عقل برهانى آيه مورد بحث را فقط بر همان محتمل ، حمل كرد و يا اگر آيهاى داراى چند محتمل بود كه يكى از آنها در برابر عقل برهانى ، ممتنع بود ، حتما بايد آن محتمل را نفى كرد و آيه را بر يكى از محتملهاى ممكن بدون ترجيح ( در صورت فقدان مرجّح ) حمل كرد . . . » . « 4 » موارد اتفاق در كاربرد عقل در تفسير اكنون بايد ديد عقل چه كاربردهايى در تفسير دارد و كدام يك مورد اتفاق فريقين و كدام يك اختصاص به شيعه دارد . معانى مورد اتفاق فريقين براى عقل به عنوان مدركى در تفسير آيات بدين شرحند :
--> ( 1 ) . ر . ك : محمد طوسى ، تبيان ، ج 1 ، ص 6 ؛ ابو القاسم خويى ، البيان ، ص 398 ؛ محمد حسين طباطبائى ، الميزان ، ج 1 ، ص 6 و . . . . ( 2 ) . البيان ، ص 397 ( 3 ) . تسنيم ، ج 1 ، ص 170 ( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 57 ، 58